شما اينجا هستيد: Home » موسیقی (Page 6)

Anyway You Want Me-ترجمه

  (Anyway You Want Me (That's How I Will Be هرطور که تو مرا بخواهی (من آنگونه واهم بود) I'll be as strong as a mountain من چون یک کوه قوی خواهم بود Or weak as a willow tree یا ضعیف همچون یک درخت بید Anyway you want me هر آنگونه که تو مرا بخواهی Well, that's how I will be من همانگونه خواهم بود I'll be as tame as a baby من مثل یک کودک رام خواهم بود Or wild as the raging sea یا وحشی مثل دریای خروشان Anywa ...

Read more

Anything That’s Part Of You-ترجمه

Anything That's Part Of You هر چیزی که بخشی از توست I memorize the note you sent نوشته ای که که برایم فرستاده ای در ذهن خود مرور میکنم Go all the places that we went و به هر کجا که باهم رفته بودیم میروم I seem to search the whole day through و در تمام روز به دنبال آن For anything that's part of you چیزی میگردم که یادگاری از توست I kept a ribbon from your hair روبانی از گیسوانت را نگه داشته ام A breath of pe ...

Read more

And I Love You So-ترجمه

And I Love You So And I love you so, و من بسیار دوستت می دارم The people ask me how, مردم میپرسند چگونه How I've lived till now چگونه تا کنون زنده مانده ام I tell them I don't know ومن پاسخشان میدهم که نمیدانم I guess they understand به گمانم آنان می دانند How lonely life has been که زندگیم با چه تنهایی سپری شده But life began again اما زندگی دوباره آغاز شد The day you took my hand آن روز که تو دستم را گرفت ...

Read more

Always On My Mind -ترجمه

Always On My Mind همیشه در خاطر من Maybe I didn't treat you شاید آنگونه با تو رفتار نکرده ام Quite as good as I should have آنگونه نیک که باید رفتار میکردم Maybe I didn't love you شاید آنگونه دوستت نداشتم Quite as often as I could have آنگونه که اغلب میتوانستم دوستت داشته باشم Little things I should have said and done چیزهایی شاید گفته و کارهایی شاید کرده باشم I just never took the time من هرگز قدر زمان را ...

Read more

Almost -ترجمه

Almost تقریبا We almost shared a dream ما تقریبا رویایی را قسمت کردیم We almost made it as a team تقریبا چون زوجی چنین کردیم How nice it would have been. چه زیبا میتوانست بود We almost touched the stars ما تقریبا ستارگان را لمس کردیم And there stood heaven, almost ours و گویی آسمان از آن ما بود We were just outsiders looking in. ما از بیرون نظاره گر درون بودیم We had the chance to fal ما فرصت عاشق شدن داشتی ...

Read more
Scroll to top