شما اينجا هستيد: Home » مصاحبه درباره الویس » مصاحبه با تنها زن عضو گروه الویس پریسلی

مصاحبه با تنها زن عضو گروه الویس پریسلی

تنها بانوی عضو تیم مافیای ممفیس، زنی بود به نام پتی پری. که الویس او را خواهرکوچولو صدا میزد و نه تنها عضوی از اعضای گروه، بلکه عضوی از خانواده الویس بود که از سال1960 تا آخر عمر الویس با او بود و با او به تور کنسرتهایش میرفت و درواقع همه جا با الویس بود. پتی آرایشگر بود و کار رسیدگی به موهای الویس و حتی پریسیلا را انجام میداد. او در سال 2011 درگذشت. مطلب ذیل ، مصاحبه ایست که در سال 2003 با او انجام شده است، و در  آن پتی، از گروه الویس، بودن در خانواده الویس و جزییات روابطش با آنها صحبت میکند.

سوال:پتی، ممنونم که وقتتو در اختیار ما قرار دادی. من یه کم لهجه بریتیش در زبون شما حس میکنم. لطفا بگو آیا اصالتا اهل ایالات متحده هستی؟ و بگو چطوری با الویس آشنا شدی؟

پتی:من بریتانیایی هستم و در استمفورد هیل ، لندن متولد شدم ، اما در سال 1953، وقتی ده ساله بودم، با پدر و مادرم  به ایالات متحده مهاجرت کردم.  الویس رو وقتی که فقط 17 سال داشتم ملاقات کردم. نوامبر 1960 بود و من به آموزشگاه آرایشگری می رفتم.

اونروز من با دوستم در یک بیوک قدیمی در بلوار سانتا مونیکا رانندگی می کردیم که یک رولز رویس رو دیدیم. مشخصاً الویس بود، اما من وانمود کردم که نمی شناسمش. الویس پنجره رو پایین داد و گفت: “سلام دخترا. من گفتم: “سلام ، شما آشنا به نظر می آیید من شما را از جایی می شناسم؟” خوب الویس می دونست که ما اونو شناختیم و خندید… خوب ما کمی گپ زدیم و دیدیم شخصیتهامون  چقدر بهم نزدیکه. او من رو به خانه Perugia Way دعوت کرد. من با همه بچه ها (گروه مافیای ممفیس) رابطه خوبی داشتم ، بنابراین همه اونها من رو به فرزندی قبول کردند و از اون زمان تا موقع فوت الویس من اونجا بودم. حیرت انگیزه ، نه؟

سوال:نظر پدر و مادرت در مورد اینکه شما در چنین سن کمی عضو گروه دوستان الویس شدی چی بود؟

پتی:خوب حقیقتش اونها از زندگی من با الویس خوشحال نبودند! من تا حالا با کسی قرار نگذاشته بودم و فقط می خواستم با الویس قرار بگذارم. فکرش رو بکنید ، من فقط هفده سال داشتم و با الویس پریسلی می رفتم! اونها سرانجام با ایده خواهر و برادری ما، راضی شدند. اونها می دونستند که چطور من الویس رو دوست دارم و می دانستند که چطور الویس من رو دوست داره و سرانجام این رو پذیرفتند. در واقع پریسیلا گاهی به خانه پدر و مادرم میومد و این خیلی خوب بود.

سوال :از رویداد تجدید دیدار اخیرتون با گروه که امسال  در پالم اسپرینگ داشته اید برای من بگید.

پتی:این دیدارها رو ما قبلا هم داشتیم اما امسال شاید اولین باری بود که “همه پسران من” با من بودند.  من  بچه های گروه رو ” پسران من” خطاب میکنم. من می دونستم که سانی وست  و چارلی هاج امسال در این دیدار شرکت دارن، بنابراین من ، جو اسپوزیتو و جری شلینگ رو صدا کردم و گفتم: “بیایید همه با هم جمع شیم.” این اولین باری بود که بعد از این مدت طولانی (بعد از فوت الویس) همه ما  با هم بودیم. مثل اینکه یک رویا باشه که همه پسرانم کنار هم باشند. (با خنده) با اینکه اونها حدودا 68 سال سن دارند اما هنوز “پسران من” هستند! ببینید ، من از 17 سالگی با آنها بودم! این فوق العاده بود و ما سال آینده دوباره این کار رو خواهیم کرد. اگرچه ک ما باهم اختلافاتی داشتیم (بخاطر نوشتن کتاب مغرضانه بر علیه الویس توسط سانی وست) . اما من گفتم: “بچه ها بیایید ، 25 سال گذشته و حالا وقتشه که اختلافات رو رها کنید”. ما بهترین زمان رو داشتیم. من هیجان زده شدم. ما همچنین اقدام به جمع آوری کمک های مالی برای “المپیک ویژه” (فستیوال سالانه الویس) کردیم که یک کار جالبه.

…….
سوال:آیا هنوز هم به تعهدات خود در گروه الویس پایبندی؟

پتی:من نیمه بازنشسته هستم اما هنوز هم 2 روز در هفته در بورلی هیلز کار می کنم. من هنوز هم آرایشگاه سران استودیو و تهیه کنندگان و کارگردانان هستم. من یک مشتری باورنکردنی دارم که اجازه نمی ده من بازنشسته شم! من همچنین خودم رو با بسیاری از برنامه های تلویزیونی مشغول می کنم و همچنین چند کار الویس را برای امور خیریه انجام می دهم….

سوال:حالا بریم سراغ اون ماجرا  که الویس برای اولین کوتاهی مو که برای او انجام دادی 750 دلار به شما پرداخت کرد!

پتی: بله این درسته، اما بعد از اون من هیچ وقت پول الویس رو نگرفتم چون در نهایت با او مسافرت میکردم و عملا در خانه هاش با او زندگی کردم. الویس برام هدیه خرید و من هر شب بعد از کار به خونه می رفتم. الویس مثل خانواده من بود چون من از 17 سالگی او رو می شناختم و بنابراین با هم بزرگ شدیم. الویس منو تربیت کرد. هر کجا که بود من هم بودم. الویس منو به پالم اسپرینگ یا وگاس می آورد و من حتی مجبور شدم برای کنسرت ویژه ماهواره به هاوایی برم. من فقط به حقوق و دستمزد نمی رسیدم.

سوال:من فکر میکنم که رسیدگی  به موهای پریسیلا هم به عهده شما بود.

پتی:من اولین بار موهای الویس رو مرتب کردم و بعد از مدتی موهای پریسیلا رو هم مرتب کردم. من موهای پریسیلا رو در اون مدل پوش بزرگ “Boombah” انجام دادم. چه مدل موی شگفت انگیزی بود!

من برای مدت کوتاهی حقوق انجام موهای پریسیلا رو گرفتم اما اون رو نمی خواستم… من سال گذشته پریسیلا رو در ممفیس دیدم و ما همدیگرو بغل کردیم و بوسیدیم.

سوال:نطر شما در مورد این کار نگران کننده که الویس خودش رو با دوستان پول پرست به جای دوستان واقعی احاطه کرده بود چیه؟  من همیشه فکر می کنم خیلی خوبه که از شما بیشتر به عنوان یک دوست یاد می شه تا به عنوان عضوی از “باند”.

 

پتی:گوش کنید ، بچه هایی که برای الویس کار کردند بسیار سخت کار کردند. منظور من این است که کارشون هفت روز در هفته و بیست و چهار ساعته بود. اما کار من آرایشگری بود و 4 روز در هفته کار می کردم. من بچه بودم ، هفده سال داشتم و یک دختر بودم ، نمی تونستم زندگیمو کامل کنار بگذارم تا برای الویس کار کنم. الویس ما رو با هدیه هاش مجذوب میکرد اما بیش از همه اینها او دوست ما بود. الویس مادر نداشت ، خواهر نداشت ، بنابراین من دختری بودم که می تونستم به الویس رسیدگی کنم. الویس به این رسیدگی نیاز داشت. من تنها دختر اونجا بودم و در صورت نیاز به الویس کمکهای زیادی می کردم و شانه ای بودم برای الویس برای گریه کردن . من خواهر کوچیک او بودم ،من یک دختر بسیار خوش شانس بودم. (با خنده) اونها هم خوش شانس بودند!

سوال :خوب حالا به من بگید چطور تونستید یک خواهر کوچک بمانید بدون اینکه ماجرای عاشقانه ای بین شما بوجود بیاد؟

پتی:ما از سن کم با هم آشنا شدیم و من وقتی او را ملاقات کردم یک دختر بی گناه و خوب بودم و الویس دوست داشت زنان اطرافش رو تربیت کند. الویس فقط منو به فرزندی پذیرفت و از من محافظت میکرد و اجازه نمی داد کسی به من آسیبی بزند. حتی وقتی سی سال داشتم الویس می گفت: “پتی خواهر منه، اون باهام معاشقه نمیکنه”. و  می گفتم: “هی ، منم می تونم معاشقه بکنما!”

سوال: همسر الویس، پریسیلا یا  بعدا دوست دخترش لیندا تامپسون از این واقعیت که شما تنها دختر اونجا هستید حسادت می کردند؟

پتی:اوه نه ، اونها دقیقاً می دونستند من کی هستم و چی هستم. وقتی الویس میخواست منو به کسی معرفی کنه می گفت: “این پتی هست. او عضوی از خانواده ست.” همه می دونستند که رابطه ما مثل خواهر و برادره. اما من با لیندا ،  خیلی خوب کنار می

ومدم. اون یک زن فوق العاده خوبه.  می دونید که لیندا همیشه از الویس مراقبت می کرد و اگر لیندا با الویس بود الویس هرگز نمی مرد. اما  خوب زندگی با الویس واقعاً سخت بود. شما واقعاً باید مادر ، خواهر و محرم بودید….

سوال: آیا یکی از پسران گروه بود که شما از دیگران باهاش نزدیکتر باشید؟

پتی:– خوب من به جو و جری نزدیکترم. جو مثل برادر بزرگتر منه و با جری، خوب الان گاهی در خیابون همدیگرو می‌بینیم . و من بعد از سال‌های زیاد با سانی دوست شده ام. شما می دونید که “آن کتاب” (کتاب مغرضانه ” الویس را چه شده است؟” ، بر علیه الویس نوشته یانی وست) واقعاً کمی بین او با همه ما فاصله انداخت اما من می دونستم که بعد از 25 سال زمانش رسیده، که از پس اون بربیاییم. ما یک خانواده هستیم و باید با هم باشیم. ما تنها کسانی بودیم که واقعاً او را می شناختیم ، به همین دلیل دیدن آنها با هم در پالم اسپرینگ بسیار خوب بود.

سوال : چقدر از وقتت رو در ممفیس گذروندی؟

پتی: من زیاد ممفیس نبودم. چون وقتی من با الویس آشنا شدم که او مشغول بازی در فیلمهاش بود. من در لس آنجلس زندگی میکردم و ما گاهی برای کریسمس میرفتیم ممفیس.
یادمه اولین باری که رفتم گریسلند، الویس منو سوار ماشین گلف کرد و با سرعت دیوانه وار در زمینهای گریسلند میروند، و من جیغ میکشیدم و الویس اینو دوست داشت. او منو به تمام جاهایی که بزرگ شده بود برد دبیرستان هیومز و سان رکوردز رو نشونم داد. و یکبار هم به آرامگاه گلادیس، مادر الویس رفتیم که این برای من افتخار بزرگی بود. ما بالای سر قبر گلادیس بودیم و الویس به من گفت :” هی پتی تو درست روی مادر من ایستادی”. و خندید. الویس شخصیت عجیبی داشت.

سوال: الویس مطمنا شخصیت خیلی قوی داشت که کسی نمیتونست بهش “نه” بگه. من کسی مثل دکتر نیک رو درک میکنم. نظر شما چیه؟

پتی: حق با شماست. کسی نمیتونست به الویس “نه” بگه. دکتر نیک درواقع مرد خیلی خوبی بود. اون فقط نمیدونست چطوری با کلمات الویس رو در مورد بیماریش قانع کنه.
من همیشه سعی میکردم با الویس صادق باشم و حقیقت رو بهش بگم. البته هر وقت هم که نیاز بود ازش انتقاد میکردم و الویس هم جوابمو میداد. اون خیلی خوب بلد بود ادمو بپیچونه.

سوال: شاید لازم بوده آدمای بیشتری این موضوع رو به الویس بگن؟ تو خودت هیچوقت به الویس گفته بودی که دیگه اون ساندویچای چربو نخوره؟

پتی: (میخندد) اوه نه من هرگز نمیتونستم همچین کاری کنم. درواقع وقتایی که ما درگریسلند بودیم همه مون باید یه نوع غذا میخوردیم. من عاشق وقتایی بودم که الویس و بچه ها ترانه های انجیل رو باهم میخوندن. منم باهاشون میخوندم. اما بچه ها به من میگفتن که من نباید بخونم چون من یهودی هستم و درک درستی از انجیل ندارم. ولی من عاشق اون موسیقی بودم.

سوال: وقتی گروه بیتلز به خانه Perugia Way اومدند تو اونجا بودی؟

پتی:بله من بودم اما ، صادقانه بگم که واقعاً اونقدرا هیجان انگیز نبود. اونها بالا اومدن و همه به نوعی به الویس خیره شده بودن. الویس گفت: “خوب اگر شما فقط می خواهید به من خیره شید من می خواهم بخوابم”! این جوری یخ اونها رو آب کرد و بعدش  با هم شروع به نواختن موسیقی کردند. در اون زمان من واقعاً علاقه مند به موسیقی اونها نبودم و این دوره ای بود که ما بیشتر به دنبال اهنگهای انجیل در خونه بودیم.

سوال: تو اونقدر خوش شانس بودی که در برنامه ویژه بازگشت سال 68 (Comeback Special) در بین مخاطبان قرار گرفتی. دیدن اجرای الویس به صورت زنده چه حسی داشت؟ الویس عصبی نبود؟

پتی:دیدن عملکرد الویس بسیار حیرت انگیز بود. من با پریسیلا و جوآن اسپوزیتو اونجا بودم و اونها به من گفتند که پایین برم و کنار الویس بشینم. الویس باورنکردنی بود و هر وقت نگاهم می کرد می خندید. او واقعاً از این نمایش عصبی بود اما در عین حال از انجامش واقعاً هیجان زده بود. او با کارگردان ، استیو بایندر چندان کنار نمیومد ، اما او خیلی دوست داشت که بازی کند و در اون زمان الویس خوشبختترین بود. حتی در اون زمانی که سوابق چندان خوبی (بخاطر فیلمهاش) نداشت، اما او استعداد خودش رو می دانست و در حالی که توسط بچه ها احاطه شده بود ،  واقعاً راحت بود. او این کار رو خیلی بیشتر از بازی در اون فیلم ها دوست داشت.

سوال: و بعد برای این موفقیت بزرگش جشن گرفت؟

پتی: نه ، الویس هرگز از این نوع مهمانی ها واقعاً خوشش نمیومد… بعد از نمایش در وگاس به پشت صحنه می رفتیم و او تغییر می کرد… الویس خیلی خجالتی بود الویس در اصل همون راننده کامیون 19 ساله بود و هنوز خجالتی بود اما با دوستانش واقعاً می توانست آرامش داشته باشد. اولین باری که  روی صحنه کنسرت دیدمش او خیلی متفاوت بود، و باعث شد من بهش حس دوری داشته باشم. اینکه ببینم  مخاطبا چطور به او واکنش نشون میدادن و او چطور به مردم واکنش نشون میداد. او همیشه پایین صحنه می رفت و دختران رو می بوسید و با اونها دست می داد که البته انجام اینکار برای یک اینترتینر خیلی مهمه.

سوال : برامون از کنسرت هاوایی بگو. ما میدونیم که الویس بعد از دیدن نوار تمرینی این کنسرت، از مدل موهاش راضی نبود.

پتی: من اون موقع اونجا نبودم. الویس از مدل مویی که براش درست کرده بودن خیلی ناراحت بود. واقعا ناجور بود.
الویس می خواست موهاش به درستی کوتاه بشه و مارتی لاکر( از اعضا گروه مافیای ممفیس)، در لس آنجلس  با من تماس گرفت و ما با هم پرواز کردیم. من برای نمایش نهایی موهای الویس رو کوتاه کردم . تهیه کننده ، به من گفت که الویس هرگز به این زیبایی نشده بوده.
در حالی که موهاش رو کوتاه میکردم، الویس گفت: “پتی ، ببین ، من واقعاً لاغر شده ام ، احساس خیلی خوبی دارم ..”

سوال:در کنسرت Aloha  الویس به وضوح بسیار برنزه ست ، به خصوص در مقایسه با  چهره ش در فیلم “On Tour”. از اونجایی که الویس بیشتر روز رو می خوابید چه زمانی و چطور اینقدر برنزه شد؟

پتی:او معمولاً با استراحت در خونه ش در پالم اسپرینگز برنزه و ریلکس میشد.  الویس از  “Man Tan” استفاده میکرد (نوعی کرم برنز کننده ). من اون رو به صورتش میزدم و الویس اونجا می نشست و برنزه می شد. همونطور که می دونید الویس شبگرد بود اما (اون زمان) در پالم اسپرینگز وقت خودش رو میگذروند تا بدنش اماده بشه. الویس ساعت 4 بعد از ظهر از خواب بیدار می شد اما در پالم اسپرینگ تا ساعت هشت شب آفتاب هنوز داغه….

سوال:از گردنبند TLC خود بگو. آیا دقیقاً به خاطر داری که الویس اون رو چه سالی بهت داد؟…
(گردنبند با  حروف TLC، مخفف: Tender Loving Care، گردنبندی بود که الویس به خانومهای خانواده و همسران اعضا گروهش هدیه میداد.)
.
پتی: تندر لاوینگ کر که روی علامت رعد ( علامت گروه موسیقی الویس تی سی بی باند) سوار هست. می دونید  من این گردنبند رو چندین سال دور گردنم داشتم. دقیقاً یادم نمیاد، اوایل دهه هفتاد بود و ما اون رو در شوترز در بورلی درایو دریافت کردیم. بعضی از مردم تعجب میکنند که جدی باشه ، اما باید به شما بگم که این هرگز از گردن من دور نشده ! من هرگز درش نیاوردم و اینکارو نخواهم کرد. اینو الویس به من داده و الویس برای من بسیار خاص بود ، او زندگی من رو تغییر داد.

ادامه دارد…

About The Author

"JilVis"

Number of Entries : 1206
Scroll to top